گر بر سر نفس خود امیری، مردی
ور بر دگری نکته نگیری، مردی
دل گفت مرا علم لَدُنّی هوس است
تعلیمم کن اگر تو را دسترس است
عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر کرببلاست
خدا در شورِ بزمش، از عسل پر کرد جامت را
که شیرینتر کند در لحظههای تشنه کامت را
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده