پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
پیشانیات
از میان دیوار میدرخشد
به گونۀ ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
قلم به دست گرفتم، خدا خدا بنویسم
به خاطر دل خود، نامهای جدا بنویسم