او خستهترین پرندهها را
در گرمی ظهر سایه میداد
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادۀ سهشنبه شب قم شروع شد
با داغ مادرش غم دختر شروع شد
او هرچه درد دید، از آن «در» شروع شد
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم