اگر مجال گریزت به خانه هم باشد
برای اینکه نمیرد حیات، میمانی
باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
سبز همچون سرو حتی در زمستان ایستادم
کوهم و محکم میان باد و طوفان ایستادم
باغ سپیدپوش که بسیاری و کمی
بر برگبرگ خاطر من لطف شبنمی
یکایک سر شکست آن روز اما عهد و پیمان نه
غم دین بود در اندیشۀ مردم، غم نان نه