ای ننگ به فتنههای صد رنگ شما
ای مرگ به زوزۀ بدآهنگ شما
سرتاسر عمرتان به تردید گذشت
عمری که به پوشاندن خورشید گذشت
همسایه! غم دوباره شده میهمانتان؟
پوشیدهاند رخت عزا دخترانتان
آن صدایی که مرا سوی تماشا میخواند
از فراموشیِ امروز به فردا میخواند
مفتاح اجابت دعایش، خواندند
سرچشمۀ رحمت خدایش، خواندند