باز جنگی نابرابر در برابر داشتند
دست امّا از سر چادر مگر برداشتند؟
پر شور و شکوه، بهمنی تازه رسید
در جان وطن بهار امید دمید
مرگ بر تازیانهها
تازیانههای بیامان، به گردههای بیگناه بردگان
هجده بهار رفت زمین شرمسار توست
آری زمین که هستی او وامدار توست
همواره نبرد حق و باطل برپاست
هر روز برای مسلمین عاشوراست
گر زن به حجاب خویش مستور شود
از دیدۀ آلوده و بد دور شود