سر تا به قدم عشق و ارادت بودی
همسنگر مردی و رشادت بودی
در خاک دلی تپنده باقی ماندهست
یک غنچۀ غرق خنده باقی ماندهست
کو خیمۀ تو؟ پلاک تو؟ کو تَنِ تو؟
کو سیمای خدایی و روشنِ تو؟
میداد نسيم سحری بوی تنت را
از باد شنيدم خبر آمدنت را
ما دامن خار و خس نخواهیم گرفت
پاداش عمل ز کس نخواهیم گرفت