شعر هیات
خانه

پایگاه اشعار مناسب اجرا در هیأت

منوی شعرهیات

  • خانه
  • اشعار
  • نوحه و سرود
  • پدیدآور
  • کتابخانه
  • یادداشت
    • در‌ آستان اهل‌بیت
    • پیرامون شعر‌آیینی
    • معرفی
  • رویداد
    • کنگره
    • محصولات
    • محفل ادبی
    • کارگاه تخصصی
  • رسانه‌
    • سبک‌ها
    • برنامه ادبی
    • شعر خوانی
    • ردیف خوانی
    • مداحی
    • نغمه‌پردازی
  • جستجو
  • ورود

شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

  1. خانه
  2. کتابخانه
  3. تحیّر
تحیّر

تحیّر

نوع کتاب

دفتر شعر

پدیدآورنده

سیدحمیدرضا برقعی

ناشر

فصل پنجم

سال نشر

۱۳۹۷

توضیحات

مثنوی-غزل علوی

 

تحیّر

سیدحمیدرضا برقعی

قصه را زودتر ای کاش بیان می‌کردم
قصه زیباتر از آن شد که گمان می‌کردم

سیدحمیدرضا برقعی

غدیر

غزل‌مثنوی

سیدحمیدرضا برقعی

ناگهان صومعه لرزید از آن دقّ‌ الباب
اهل آبادی تثلیث پریدند از خواب

سیدحمیدرضا برقعی

مباهله

مثنوی

سیدحمیدرضا برقعی

می‌رسد قصه به آن جا که علی دل تنگ است
می‌فروشد زرهی را که رفیق جنگ است

سیدحمیدرضا برقعی

پیوند مهر و ماه

مثنوی

سیدحمیدرضا برقعی

هم‌چنان ما همه از رسم تو خط می‌گیریم
رفته‌ای باز مدد از تو فقط می‌گیریم

سیدحمیدرضا برقعی

امام علی علیه‌السلام

مثنوی

سیدحمیدرضا برقعی

گاه جنگ است به مرکب همه زین بگذارید
آب در دست اگر هست زمین بگذارید

سیدحمیدرضا برقعی

امام علی علیه‌السلام

مثنوی

سیدحمیدرضا برقعی

ذره ذره همه دنیا به جنون آمده بود
روح از پیکرهٔ کعبه برون آمده بود

سیدحمیدرضا برقعی

امام علی علیه‌السلام

غزل‌مثنوی

سیدحمیدرضا برقعی

چشم وا کن اُحُد آیینهٔ عبرت شده است
دشمن باخته بر جنگ مسلط شده است

سیدحمیدرضا برقعی

جنگ احد

مثنوی

شعر امروز

علاجِ شوق

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان
بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه بَر کنم
بارى علاجِ شوق، گریبان‌دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است

سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی
مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است

بگرفته آب‌ورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم
تقدیر غصّۀ دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لبِ حسرت‌گزیدن است

شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه
آخرین اشعار
محمد رسولی

دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌ست
هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی‌ست

محمد رسولی

محمدجواد غفورزاده

می‌رسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنه‌ها دور از خیابان شما

محمدجواد غفورزاده

سیدمحمدجواد شرافت

با ملت «الله اکبر»
از قدرت شیطان نگویید

سیدمحمدجواد شرافت

مهدی حنیفه

ساعت صبح دهم هرچه دگرگون می‌شد
بیشتر جان زمان، قلب زمین خون می‌شد

مهدی حنیفه

امام خامنه‌ای

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه

سیدمحمدرضا یعقوبی‌آل

به سینه دلم دست و پا می‌زند
امام زمان را صدا می‌زند

سیدمحمدرضا یعقوبی‌آل

اشعار برگزیده
هادی فردوسی

از زخم شناسنامه دارند هنوز
در مسجد خون اقامه دارند هنوز

هادی فردوسی

نیّر تبریزی

گفت: ای گروه! هر که ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما...

نیّر تبریزی

محمدعلی مجاهدی

چرا چو خاک چنین صاف و ساده باید مرد؟
و مثل سایه به خاک اوفتاده باید مرد؟

محمدعلی مجاهدی

رضا خورشیدی‌فرد

همیشه در میان شادی و غم دوستت دارم
چه شعبان‌المعظم، چه محرّم دوستت دارم

رضا خورشیدی‌فرد

سیدعلی موسوی‌گرمارودی

درختان را دوست می‌دارم
که به احترام تو قیام کرده‌اند

سیدعلی موسوی‌گرمارودی

عباس شاه‌زیدی

هنوز می‌شنوم هق‌هق صدایت را
صدای آن نفس درد آشنایت را

عباس شاه‌زیدی

هنرهیات
جامع محتوایی
جامعه ایمانی مشعر
هیات تی‌وی

جامعه ایمانی مشعر

  • ارتباط با‌ما
  • کنگره شعر
  • معرفی پایگاه جامع شعر هیأت
  • شعر هیات در پیام رسان ایتا
  • شعر هیات در پیام رسان سروش
  • شعر هیات در اینستاگرام

© ۱۴۰۰ دفتر شعر جامعه ایمانی مشعر

پارسیکام