درنگ ادبی

درنگ ادبی
یکی از دغدغه‌های مهم مداحان انتخاب «شعر» است؛ و اگر مداح، کمی اهل مطالعه شعر و وسواس در انتخاب باشد در پیِ پاسخ به این سؤال مهم است: «این شعر در کدام بخش مداحی به کار می‌آید؟» انتخاب شعرهای «کاربردی» و استفاده دقیق و درست از آن، بخشی از دغدغه‌های مقدس مداح را پاسخ می‌دهد.
درنگ ادبی
در انتخاب زبان محاوره باید به این نکته توجه داشت که صرف به کارگیری کلمات با نُرم محاوره و کوچه بازاری، کافی نیست بلکه شعر باید از ضرب المثل‌ها و فرهنگ اصطلاحات مردمی و ادبیات بومی سرشار باشد. دیگر آنکه به کارگیری اصطلاحات عامیانه نباید با تغییر واژگانی توسط شاعر همراه باشد.
درنگ ادبی
گاهی یک مه‌آلودگی دلپذیر هم در سروده‌ها می‌توان یافت که آدمی را برای پیش رفتن بیشتر در این مه و دیدن کامل شبحی که از لابه‌لای آن خود را نشان می‌دهد، ترغیب می‌کند. البته مسألۀ مهم این است که شبحی را بتوان دید و آن شبح چنان جذاب باشد که ما را به حرکت وادارد.
درنگ ادبی
ما نباید گمان بریم اگر یک چیزی خوب است، حتماً زیادش خوب‌تر خواهد بود. در بسیاری از امور ذوقی،‌ این حدّ وسط است که خوب است و نه کرانه‌ها. همان‌گونه که گوش انسان موج‌هایی با بسامدهایی خاص را تشخیص می‌دهد، ذهن او نیز در برابر میزان خاصی از نوآوری و خلّاقیت حساسیت خوبی نشان می‌دهد.
درنگ ادبی
رباعی قالبی است با یک جاذبۀ صوری خاص و قابلیت‌های کاربردی ویژه که در دیگر قالب‌ها نمی‌توان یافت. رباعی تنها قالب جاافتادۀ شعر کوتاه در میان قالب‌های کهن ماست و به همین سبب برای بیان نکته‌های موجز ولی پر معنی قابلیت دارد.
درنگ ادبی
ما شاید بدین توجیه و یا بهانه که «کار شعر، پند و موعظه نیست» شعر را از بسیاری از وظایف آن سبک‌دوش کرده‌ایم، همچنان که گفته‌ایم «کار شعر، داستان‌سرایی نیست»، «کار شعر، خطابۀ سیاسی نیست»، «کار شعر، تبریک و تسلیت نیست». نتیجۀ مستقیم این شانه‌خالی کردن‌ها، فقیر شدن شعرهای ما از نظر محتوایی بوده است.
درنگ ادبی
در شعر آیینیِ بعضی از شاعران جوان، هم شخصیت‌ها تقریباً ثابت‌اند، هم وقایع و هم زاویۀ دید و نگرش شاعران نسبت به وقایع و اشخاص. این دوستان ما غالباً در یافتن طرح برای مسایلی که خود با آن‌ها زیسته‌اند،‌ توانایند و مشکل وقتی پدید می‌آید که از این زمانه دور می‌شوند.
درنگ ادبی
قصیده از دیرباز معیار و ملاک سخنوری بوده است و وسیلۀ سنجش مایۀ شاعری. هنوز بسیاری از استادان کهن‌گرای ما، قصیده را «مادرِ دیگر قالب‌های شعر فارسی» می‌دانند و کامل‌ترین قالب.
درنگ ادبی
در یک جلسۀ ادبی شرکت کرده‌اید و شعری خوانده‌اید و حالا انتظار دارید که اعضای جلسه دربارۀ شعرتان بحث کنند. واکنش اولیۀ شنوندگان شعر چگونه است و چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا این واکنش‌ها موجب رشد خلاقیت و تبادل تجربه‌هاست یا به شعر و شاعر آسیب می‌زند؟
درنگ ادبی
در این خشکسال اندیشه، شاعرانی که دوست دارند خودشان و شعرشان را اندیشمند بنمایانند، به چاره‌جویی بر می‌آیند و روشن است که در این زمانۀ شتابناک، کسی مجال تأمل و کشف ندارد و به عبارتی همگان در جستجوی راه‌های کوتاه و میان‌بُر هستند.
درنگ ادبی
آن‌ها می‌دانند که شعر نوشتن برای نوجوانان چه ملاحظاتی دارد اما انگار گاهی خیال می‌کنند که چون کودکان و نوجوانان، با فنون شعری و مباحث نقد ادبی آشنا نیستند، می‌توان با سهل‌انگاری و شلختگی هم شعر نوشت.
درنگ ادبی
از میان انبوه شعرهایی که به انگیزه‌های مختلف در مدح و منقبت و یا مرثیۀ ائمه اطهار سروده می‌شود، چند سطر را انتخاب کردم تا ضمن بازخوانی آن‌ها به چند نکته اشاره کنم. پیش از خواندن آن سطرها این را بگویم که از دستاوردهای درخشان شعر مذهبی در این سال‌ها غافل نیستم و نمونه‌های ارزشمندی از این‌گونه شعرها را در نوشته‌های بعدی، تحلیل خواهم کرد.
درنگ ادبی
در مباحث ادبی، این کلمات را با کمی سهل‌گیری به‌جای هم به کار می‌برند. اما اگر بخواهیم معیاری برای بازشناختن موضوع شعر از مضمون آن و نیز تفاوت میان مضمون و محتوا داشته باشیم، می‌توانیم با تأمل در چند شعر و مقایسۀ عناصر سازندۀ آن‌ها به چند نکته اشاره کنیم.
درنگ ادبی
چند سالی است که قالب رباعی با اقبال شاعران مواجه شده، به گونه‌ای که برخی شاعران مجموعه‌های مستقل رباعی منتشر می‌کنند و این برای دلدادگان به قالب‌های موزون شعر فارسی خوشایند است. امّا این گرمی بازار رباعی موجب شده است که انبوهی از رباعی‌های ساختگی و کم‌ارزش نیز برای بازارگرمی به میدان بیایند.
درنگ ادبی
گاهی تبادر در تجربه‌های عینی اتفاق می‌افتد، مثلاً وقتی تنگ ماهی قرمز را می‌بینیم، حال و هوای عید و سفرۀ هفت‌سین در ذهنمان متبادر می‌شود. این حالت آشنا برای همگان، در شعر بسیار کاربرد دارد و شعرهای دل‌انگیزی بر اساس همین تبادر تجربی و آمیختگی میان حواس بیرونی و دریافت‌های ذهنی، شکل گرفته‌اند.