ما دردها و داغها را میشناسیم
غوغای باد و باغها را میشناسیم
شبم در حضوری لبالب گذشت
کدامین شبم مثل آن شب گذشت
کیسههای نان و خرما خواب راحت میکنند
دستهای پینهدارش استراحت میکنند
علی آن شیر خدا، شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
علی آن صبح صادق، آن شب قدر
علی شرح «اَلَم نَشرَح لَک صَدر»