بانو غم تو بهار را آتش زد
داغت دل بیقرار را آتش زد
آيينهای و برايت آه آوردم
در محضر تو دلی سياه آوردم
شب تا سحر از عشق خدا میسوزی
ای شمع! چقدر بیصدا میسوزی
گر زنده دلی مرام تکریم بگیر
ور مرده دلی مجلس ترحیم بگیر
ای دوست ز رحمت، دلِ آگاهم ده
در ماه دعا سیرِ الی اللّهم ده