ای دل سوختگان شمع عزای حرمت
اشک ما وقف تو و کربوبلای حرمت
کسی که عشق بُوَد محو بردباری او
روان به پیکر هستیست لطف جاری او
نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست
عطر تن پیمبر از این خانه میرود
بال ملک معطر از این خانه میرود
فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم