گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین
شوری غریب داده به این بیتها حسین
دل گفت مرا علم لَدُنّی هوس است
تعلیمم کن اگر تو را دسترس است
شنیده بود که اینبار باز دعوت نیست
کشید از ته دل آه و گفت: قسمت نیست
فکر میکردم که قدری استخوان میآورند
بعد فهمیدم که با تابوت، جان میآورند
خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سر
هرکسی بالا کند با نیت دیدار سر