میگریم از غمی که فزونتر ز عالَم است
گر نعره برکشم ز گلوی فلک، کم است
درختان را دوست میدارم
که به احترام تو قیام کردهاند
یک پرده در سکوت شکستم، صدا شدم
رفتم دعای ندبه بخوانم، دعا شدم
وقتی كه شكستهدل دعا میكردی
سجادۀ سبز شكر، وا میكردی
چو موج از سفر ماهتاب میآید
از آب و آینه و آفتاب میآید