شادی ندارد آنکه ندارد به دل غمی
آن را که نیست عالم غم، نیست عالمی
فتنه اینبار هم از شام به راه افتادهست
کفر در هیئت اسلام به راه افتادهست
به رغم سیلی امواج، صخرهوار بایست
در این مقابله چون کوه استوار بایست!
تا چند عمر در هوس و آرزو رود
ای کاش این نفس که بر آمد فرو رود