فیض بزم حق، همیشه حاضر و آماده نیست
ره به این محفل ندارد، هر که مست باده نیست
کو خیمۀ تو؟ پلاک تو؟ کو تَنِ تو؟
کو سیمای خدایی و روشنِ تو؟
دیدم به خواب آن آشنا دارد میآید
دیدم كه بر دردم دوا، دارد میآید
تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد