گوش بسپار که از مرگ خبر میآید
خبر از مرگ چنین تازه و تر میآید
با هیچکس در زندگی جز درد همپا نیستم
بیدرد تنها میشوم، با درد تنها نیستم
هر دم از دامن ره، نوسفری میآمد
ولی این بار دگرگون خبری میآمد
نشسته سایهای از آفتاب بر رویش
به روی شانهٔ طوفان رهاست گیسویش