بر سر درِ آسمانیِ این خانه
دیدم مَلَکی نشسته چون پروانه
هر گاه که یاس خانه را میبویم
از شعر نشان مرقدت میجویم
با اشک تو رودها درآمیختهاند
از شور تو محشری بر انگیختهاند
تا گل به نسیم راه در میآید
از خاک بوی گیاه در میآید
به دست غیر مبادا امیدواری ما
نیامدهست به جز ما کسی به یاری ما
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
من و این داغ در تکرار مانده
من و این آتش بیدار مانده