ای حرمت قبلۀ مراد قبایل!
وی که بوَد قبله هم به سوی تو مایل
خواهرش بر سینه و بر سر زنان
رفت تا گیرد برادر را عنان
چشمهایم را به روی هرکه جز تو بود بست
قطرۀ اشکی که با من بوده از روز الست
گل بر من و جوانى من گریه مىکند
بلبل به همزبانى من گریه مىکند