بهارا! حال زارم را بگویم؟
دل بی برگ و بارم را بگویم؟
رساندهام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
ای روی تو قبلۀ خلایق
یا حضرت کاشفالحقایق
در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته
سیلاب میشویم و به دریا نمیرسیم
پرواز میکنیم و به بالا نمیرسیم