خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
مرا مباد که با فخر همنشین باشم
غریبوار بمیرم، اگر چنین باشم
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است
در آتشی از آب و عطش سوخت تنت را
در دشت رها کرد تن بیکفنت را
صدای کیست چنین دلپذیر میآید؟
کدام چشمه به این گرمسیر میآید؟