وقتی در خانۀ علی میلرزد
دنیا به بهانۀ علی میلرزد
سر و پای برهنه میبرند آن پیر عاشق را
که بر دوشش نهاده پرچم سوگ شقایق را
ای عشق! کاری کن که درماندند درمانها
برگرد و برگردان حقیقت را به ایمانها
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را