هر نسیمی خسته از کویت خبر میآورد
چشم تر میآورد، خونِ جگر میآورد
نه فقط سرو، در این باغِ تناور دیده
لالهها دیده ولیکن همه پرپر دیده
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
شیعه را در خون روایت میکند
روشن از روی تو آفاق جهان میبينم
عالم از جاذبهات در هيجان میبينم