رها شد دست تو، امّا دل تو...
کنار ساحل دریا، دل تو...
چشمهایم را به روی هرکه جز تو بود بست
قطرۀ اشکی که با من بوده از روز الست
رساندهام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
امام عشق را ماه منیری
وفاداران عالم را امیری
در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته
سیلاب میشویم و به دریا نمیرسیم
پرواز میکنیم و به بالا نمیرسیم