چون غنچۀ گل، به خویش پیچید، علی
دامن ز سرای خاک، برچید علی
با کعبه وداع آخرین بود و حسین
چون اهل حرم، کعبه غمین بود و حسین
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
کجاست زندهدلی، کاملی، مسیحدمی
که فیض صحبتش از دل بَرَد غبارِ غمی
بر دامن او، گردِ مدارا ننشست
سقّا، نفسی ز کار خود وا ننشست