چون غنچۀ گل، به خویش پیچید، علی
دامن ز سرای خاک، برچید علی
با کعبه وداع آخرین بود و حسین
چون اهل حرم، کعبه غمین بود و حسین
قریه در قریه پریشان شده عطر خبرش
نافۀ چادر گلدار تو با مُشک تَرَش
سلام! ای سلام خدا بر سلامت!
درود! ای کلام الهی، کلامت!
بر دامن او، گردِ مدارا ننشست
سقّا، نفسی ز کار خود وا ننشست