هنوز ماتم زنهای خونجگر شده را
هنوز داغ پدرهای بیپسر شده را
شروع نامهام نامی کریم است
که بسمالله الرحمن الرحیم است
زمین از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماه
روایت کردهاند اردیبهشتی میرسد از راه
قیامت غم تو کمتر از قیامت نیست
در این بلا، منِ غمدیده را سلامت نیست
آقا سلام بر تو و شام غریب تو
آقا سلام بر دل غربت نصیب تو
گرچه تا غارت این باغ نماندهست بسی
بوی گل میرسد از خیمۀ خاموش کسی
تو را در کجا، در کجا دیده بودم؟
تو را شاید آن دورها دیده بودم...
ما را نمانده است دگر وقت گفتگو
تا درد خویش با تو بگوییم موبهمو