بایست، کوه صلابت میان دورانها!
نترس، سرو رشید از خروش طوفانها!
رها کردند پشت آسمان زلف رهایت را
خدا حتماً شنید آن لحظۀ آخر دعایت را
دل در حرم تو خویش را گم کردهست
یعنی عوض گریه تبسم کردهست
پرندهها همه در باد، تار و مار شدند
نگاهها همه از اشک، جويبار شدند