امنیت کشور است مدیون شما
آرامش لحظههاست ممنون شما
بستند حجله در میان آسمانها
با خون سربازان ما رنگینکمانها
میخواستم بیای با گلای انار
برات کوچهها رو چراغون کنم
مهمون از راه اومده شهر شده آماده
بازم امشب تو حرم غلغله و فریاده
دوباره سرخه تموم دفترم
داره خون از چشای قلم میاد