ما را نترسانید از طوفان
ما گردباد آسمان گردیم
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهٔ هما را
آنقدر بخشیدی که دستانت
بخشندگی را هم هوایی کرد
در کولهبار غربتم یک دل
از روزهای واپسین ماندهست
چه شب است یا رب امشب كه شكسته قلب یاران
چه شبى كه فیض و رحمت، رسد از خدا چو باران