به شهر کوفه غریبم من و پناه ندارم
به غیر دربهدریها پناهگاه ندارم
رو به زیبایی او چشم تماشاست بلند
سمت بخشندگیاش دست تمناست بلند
در قبلهگه راز فرود آمد ماه
یا زادگه علی بود بیتالله
نرسد اگر به على كسى، به كجا رود؟ به كجا رسد؟
به خدا قسم كه اگر كسى، به على رسد، به خدا رسد
تا یوسف اشکم سَرِ بازار نیاید
کالای مرا هیچ خریدار نیاید
چه جانماز پی اعتكاف بر دارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بر دارد
خدا میخواست تا تقدیر عالم این چنین باشد
کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد