عطر بهار از جانب دالان میآید
دارد صدای خنده از گلدان میآید
رو به زیبایی او چشم تماشاست بلند
سمت بخشندگیاش دست تمناست بلند
زینب صُغراست او؟ یا مادر کلثوم بوده؟
یا خطوط درهم تاریخ نامفهوم بوده؟
نرگس، روایتیست ز عطر بهار تو
مریم، گلیست حاکی از ایل و تبار تو
در قبلهگه راز فرود آمد ماه
یا زادگه علی بود بیتالله
به دریا رسیدم پس از جستجوها
به دریای پهناور آرزوها
نرسد اگر به على كسى، به كجا رود؟ به كجا رسد؟
به خدا قسم كه اگر كسى، به على رسد، به خدا رسد
نه از لباس کهنهات نه از سرت شناختم
تو را به بوی آشنای مادرت شناختم
چه جانماز پی اعتكاف بر دارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بر دارد
خدا میخواست تا تقدیر عالم این چنین باشد
کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد