این اشکها به پای شما آتشم زدند
شکر خدا برای شما آتشم زدند
مولای ما نمونۀ دیگر نداشتهست
اعجاز خلقت است و برابر نداشتهست
تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید
هر دم هزار نوبت، جانم ز تن برآید
در آفتاب تو انوار کبریاست، مدینه
به سویت از همه سو چشم انبیاست، مدینه
امشب که با تو انس به ویران گرفتهام
ویرانه را به جای گلستان گرفتهام
ای که شجاعت آورَد چهره به خاک پای تو
بسته به خانه تا به کی؟ دست گرهگشای تو
بیمارت ای علیجان، جز نیمهجان ندارد
میلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد
مرگ من بود دمی کز تو جدایم کردند
در همان گوشۀ گودال فدایم کردند
ای همه خلق جهان، شاهد یکتایی تو
دل ما، بیتِ الهی ز دلآرایی تو
قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش
یکدم سپر شوند برای برادرش
کس بهغیر از تو نخواهم چهبخواهی چهنخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی
نگاه کودکیات دیده بود قافله را
تمام دلهرهها را، تمام فاصله را
به نسخه نیست نیازی طبیب را ببرید
برای مرگ علی دست بر دعا ببرید
جمعهها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد
شیطان به بیت حیّ تعالی چه میکند؟
آتش به گرد خانۀ مولا چه میکند؟