سرّ نى در نینوا مىماند اگر زینب نبود
کربلا، در کربلا مىماند اگر زینب نبود
آنچه در سوگ تو اى پاکتر از پاک گذشت
نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت
کربلا را میسرود اینبار روی نیزهها
با دو صد ایهام معنیدار، روی نیزهها
عاشقان را سر شوريده به پيكر عجب است
دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است!
جاری استغاثهها ای اشک!
وقت بر گونهها رها شدن است
اى بسته بر زيارت قدّ تو قامت، آب
شرمندهٔ محبّت تو تا قيامت، آب
سلام ما به حسین و سفیر عطشانش
که در اطاعت جانان، گذشت از جانش
شيعيان! ديگر هواى نينوا دارد حسين
روى دل با كاروان كربلا دارد حسين