ای حرمت قبلۀ حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
زخم ارثیست که در سینۀ ایرانیهاست
کشورم پر شده از داغ سلیمانیهاست
میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
سرت اگر چه در آن روز رفت بر سرِ نی
نخورد دشمنت اما جُوِی ز گندم ری
یا علی گفتم همه درها به رویم باز شد
یا علی گفتم، چه شیرین شعر من آغاز شد
در آیههای نور، مستور است زهرا
نورٌ علی نورٌ علی نور است زهرا
چه خوب، مرگ خریدار زندگانی توست
حیات طیبه تصویر نوجوانی توست
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها میشود از دست کمان
چشم وا کن اُحُد آیینهٔ عبرت شده است
دشمن باخته بر جنگ مسلط شده است