ما منتظران همیشه مشغول دعا
هستیم شبانهروز در ذکر و ثنا
با اینکه دم از خطبه و تفسیر زدی
در لشکر ابن سعد شمشیر زدی
موعود خدا، مرد خطر میخواهد
آری سفر عشق، جگر میخواهد
وقتی که در آخرالزمان حیرانم
وقتی که خودم بندۀ آب و نانم
ای تیر مرا به آرزویم برسان
یعنی به برادر و عمویم برسان
چون کوفه که چهرهای پر از غم دارد
این سینه، دلی شکسته را کم دارد
او هست ولی نگاهِ باطل از ماست
دیوارِ بلندِ در مقابل از ماست