تا صبح علی بود و مناجات شَبش
در اوج دعا روح حقیقتطلبش
ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
دل در صدف مهر علی، دل باشد
جانها به ولایش متمایل باشد
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
عمریست که دمبهدم علی میگویم
در حال نشاط و غم علی میگویم
نور فلک از جبین تابندۀ اوست
سرداریِ کائنات زیبندۀ اوست
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم