نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست
با کلامُ اللهِ ناطق همکلام!
ای سکینه! بر کراماتت سلام!
ای مرهم زخم دل و غمخوار پدر!
هم غمخور مادری و هم یار پدر
عطر تن پیمبر از این خانه میرود
بال ملک معطر از این خانه میرود
ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود
بر چهرهاش ز عصمت و عفت نقاب بود
فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم
سلام فاطمه، ای جلوۀ شکیبایی
که نور حُسن تو جان میدهد به زیبایی