نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست
عطر تن پیمبر از این خانه میرود
بال ملک معطر از این خانه میرود
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو میآید
نفسهایم گواهی میدهد بوی تو میآید
مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها میشود از دست کمان
با خودم فکر میکنم اصلاً چرا باید
رباب، با آب، همقافیه باشد؟
فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم