سلامٌ علی آلِ طاها و یاسین
به این خلق و این خوی و این عزّ و تمکین
سلامٌ علی آل یاسین و طاها
سلامٌ علی آل خیر البرایا
ز رویت نه تنها جهان آفریدند
به دنبال تو کهکشان آفریدند...
خوشا آن غریبی که یارش تو باشی
قرار دل بیقرارش تو باشی
غم کهنۀ در گلویم حسین است
دم و بازدم، های و هویم حسین است
اگر نوبهارم، اگر زمهریرم
اگر آبشارم، اگر آبگیرم
رسیدم دوباره به درگاه شاهی
چه شاهی که دارد ز شاهان سپاهی...
به دریا رسیدم پس از جستجوها
به دریای پهناور آرزوها
سلام! ای سلام خدا بر سلامت!
درود! ای کلام الهی، کلامت!
تو را در کجا، در کجا دیده بودم؟
تو را شاید آن دورها دیده بودم...
دلم شور میزد مبادا نیایی
مگر شب سحر میشود تا نیایی