روزی شعر من امشب دو برابر شده است
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است
صبح طلوع زهرۀ زهرا رسیده است
پایان ظلمت شب یلدا رسیده است
باز درهای عنایت همه باز است امشب
شب قدر است و شب راز و نیاز است امشب
چون «فاطمه» هیچ واژهای ناب نبود
روشنتر از او، آینه و آب نبود
هستی، همه سر در قدم فاطمه است
آفاق، رهین کرَم فاطمه است
از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست
یعنی پس از علی، علیاکبرتر از تو نیست
باید که تو را حضرت منان بنویسد
در حد قلم نیست که قرآن بنویسد
صبح شور آفرین میلادت
لحظهها چون فرشتگان شادند