و کاش مرد غزلخوان شهر برگردد
به زیر بارش باران شهر برگردد
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
شیعه را در خون روایت میکند
آن سوی حصار را ببینیم ای کاش
آن باغ بهار را ببینیم ای کاش
این چندمین نامهست بابا مینویسم؟
هر چند یادت نیست امّا مینویسم
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين