بهار و باغ و باران با تو هستند
شکوه و شوق و ایمان با تو هستند
فکر کردی که نمانده دل و... دلسوزی نیست؟
یا در این قوم به جز دغدغهٔ روزی نیست؟
دلش میخواست تا قرآن بخواند
دلش میخواست تا دنیا بداند
بخواب بر سر زانوی خستهام، سر بابا
منم همان که صدا میزدیش: دختر بابا