سر و پای برهنه میبرند آن پیر عاشق را
که بر دوشش نهاده پرچم سوگ شقایق را
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
شیعه را در خون روایت میکند
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را
صبوری به پای تو سر میگذارد
غمت داغها بر جگر میگذارد
وقتی سکوت سبز تو تفسیر میشود
چون عطرِ عشق، نام تو تکثیر میشود