پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
کلامش سنگها را نرم میکرد
دلِ افسردگان را گرم میکرد
رساندهام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته
سیلاب میشویم و به دریا نمیرسیم
پرواز میکنیم و به بالا نمیرسیم