پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
بیا باران شو و جاری شو و بردار سدها را
به پیکارِ «نخواهد شد» بیاور «میشود»ها را
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
چه سفرهای، چه كرمخانهای، چه مهمانی
چه میزبانی و چه روزیِ فراوانی