پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
گوش بسپار که از مرگ خبر میآید
خبر از مرگ چنین تازه و تر میآید
با هیچکس در زندگی جز درد همپا نیستم
بیدرد تنها میشوم، با درد تنها نیستم
آمد عروس حجلۀ خورشید در شهود
در کوچهای نشست که سر منزل تو بود
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
مردی که دلش به وسعت دریا بود
مظلومتر از امام عاشورا بود
خزان نبیند بهار عمری که چون تو سروی به خانه دارد
غمین نگردد دلی که آن دل طراوتی جاودانه دارد
چشمت به پرندهها بهاری بخشید
شورِ دل تازهای، قراری بخشید