ای بحر! ببین خشکی آن لبها را
ای آب! در آتش منشان سقا را
آنکه با مرگِ خود احیای فضیلت میخواست
زندگی را همه در سایۀ عزّت میخواست
ای رسول خدای را همدم!
در حریم رسالتش مَحرم
ميان غربت دستان مکه سر بر کرد
مُحمّد عربى، مکه را منوّر کرد
قرآن که کلام وحده الا هوست
آرامش جان، شفای دلها، در اوست
ای بانویی که زنده شد عصمت به نام تو
پیک خداست حامل عرض سلام تو