غریبِ در وطن، میسوخت آن شب
درون خویشتن، میسوخت آن شب
مشتاق و دلسپرده و ناآرام
زین کرد سوی حادثه مَرکب را
نشان در بینشانیهاست، پس عاشق نشان دارد
شهید عشق هر کس شد مکانی لامکان دارد
ای آنکه غمت وقف دلِ یاران شد
بر سینه نشست و از وفاداران شد
الا رفتنت آیۀ ماندن ما
که پیچیده عطر تو در گلشن ما