تشنگان را سحاب پیدا شد
رحمت بیحساب پیدا شد
در راه تو مَردُمَت همه پر جَنَماند
در مکتب عشق یکبهیک همقسماند
مدینه حسینت کجا میرود؟
اگر میرود، شب چرا میرود؟
هرگز نه معطل پر پروازند
نه چشم به راه فرصت اعجازند
زیر بار کینه پرپر شد ولی نفرین نکرد
در قفس ماند و کبوتر شد ولی نفرین نکرد